Storyline
سوفیا و مارکو، زوجی جوان، شب هنگام به کاسلوی گرنخو میروند. آنها با مرد بیخانمانی که گیتار میزند در خیابان به مذاکره میپردازند. در حالی که گفتگو ادامه مییابد، سوفیا متوجه میشود که او پدرکی را که هرگز نمیشناخت، است
سوفیا و مارکو، زوجی جوان، شب هنگام به کاسلوی گرنخو میروند. آنها با مرد بیخانمانی که گیتار میزند در خیابان به مذاکره میپردازند. در حالی که گفتگو ادامه مییابد، سوفیا متوجه میشود که او پدرکی را که هرگز نمیشناخت، است