خط داستانی
در جهانی که اشتیاقها خطکشِ درست و نادرست را مخلوط میکند، تلاش یک مرد برای خوشبختی زنجیرهای از پیامدهای غیرقابل بازگشت را به راه میاندازد. زوبائِر، مرد میانسالِ مغرور و برخوردار از حقبهجانب، خانه را با دستِ آهنین اداره میکند. همسرش، زینت، بار ناعادلانههای او را در سکوت تحمل میکند و نه تنها سردی او بلکه قساوت مادر و خواهرش را نیز تاب میآورد. با وجود عشق و فداکاری بیوقفهاش، زینت چیزی جز درد در ازای محبت نمیبیند. اما همه چیز وقتی آغاز به تغییر میکند که زوبائِر با ستاره آشنا میشود، دختری جوان و فریبنده که جذابیت او جرقهای خطرناک در درون او روشن میکند. driven by selfish desires, Zubair makes a decision that sets off a ripple effect far beyond his control.