اینجا خیلی دور نیست
Here, Not Far Away
سربازی قدیمی به مسکو آمده تا دوستانش را پیدا کند اما در پی ناپایداری بدبختی می تازد: برخی درگذشته اند، برخی به جایشان رفته اند و او با ترجمان تاکسی در حالی که آدرس دیگری می دهد با زمزمه ای گیج به او می گوید اینجا... خیلی دور نیست...