فراسوی جنایات
Out of Crimes
دختر معدنچی جُونپو به شدت بیمار است و نیاز به درمان فوری دارد. جُونپو به خانه صاحب معدن میرود تا پولی که به او بدهکار است را طلب کند، اما بیفایده است. از آنجایی که هیچ راهی برای تهیه پول درمان فرزندش پیدا نمیکند، در اوج درماندگی، دختر رئیس خود را میدزدد. همزمان، چندین نفر دیگر، خواه بر حسب تصادف یا از روی قصد، در این ماجرا درگیر میشوند. وضعیت از کنترل خارج میشود. برخی جان خود را از دست میدهند، برخی به زندان فرستاده میشوند و برخی مجبور میشوند تمام عمر خود را فراری باشند. داستانی چندوجهی درباره جنایت، بخشش و عشق در پسزمینه کوهستانهای سرد چین.