خط داستانی
پانزده سال پس از رویداد روانی در دریای جنوبی چین که زندگی او را وارونه کرد، الکس مردی حساس، منصف و اسکیزوفرنیک است که در آستانه تصمیمی مهم است. مادربزرگش که با ذهن آرام می خواهد بمیرد اصرار دارد که او سعی کند همسری پیدا کند. برخورد او با زنی روانی جوان به رابطه ای پرشور می انجامد و او را آرام آرام از مرزهای عاطفی اش دور می کند. دریاهای آشفته جنوبی چین در ذهن او بالا می آیند و او به تدریج خود را در معرض انزوای پارانویی می یابد. سفری صمیمی، هم زمان آشفته و باشکوه.