خط داستانی
دزد جوک ما را به سفری با آخرین جشن مردی میبرد. سایمن مککِیبد کمدین بزرگی است که بیست و پنج سال مردم را خنده میزند. اما او خسته و ناراضی است و تقریباً به بنبست رسیده، زیرا شهرتی از او ساخته که جوکدز است. در یک شب وفادار، دوست صمیمیاش و کمدین مشترک صاحب کلوپ کمدی را متقاعد میکند تا به سایمن فرصتی دیگر برای اجرا بدهد. در این سفر به سوی اجرا، سایمن زندگیاش را با مرور لحظاتی خاص وflashbackهای احساسی به یاد میآورد که او را به مردی غمگین اما خندان تبدیل کرده است.