فرار کرد. دراز کشید. افتاد.
Fugiu. Deitou-se. Caí.
با ورود به بزرگسالی، زنی جوان روزهای خود را در داخل خانواده ای ناکارآمد بازگو می کند؛ ترس ها، امیال و ناامیدهای او، که او را به جست جوی بی وقفه برای صلحی که با قاطعیت از او فرار می کند هدایت می کند