خط داستانی
پینخاس (۱۲ ساله) و مادرش تامارا (۳۹ ساله) تازه از روسیه مهاجرت کردهاند. پینخاس بیشتر زمان خود را تنها میگذراند و تامارا برای تامین غذا کار میکند. پینخاس میفهمد همکلاسیهایش برای مراسم بار میتسواهشان آماده میشوند و از همسایهٔ مذهبی خود، شیمون Amazaleg (۳۶ ساله) تقاضای کمک برای آمادهسازی برای مراسمش میکند.