خط داستانی
پریورنجن و راتنکار دوستان نزدیک و برادران هم‑قبیلهایاند تا اینکه پریو با مخالفت والدین همسر چایروسری را میگیرد. هرچند آنها خانوادهای گرسنه میسازند، راتنکار همیشه برای کمک حاضر است. با این حال، با نزدیکتر شدن چایروسری و راتنکار، پریو حس حسادت میکند و به درگیری منجر میشود. زندگی پریو زمانی که به زندان میافتد وارونه میشود و چایروسری با حمایت راتنکار، کسب و کار زیبایی موفقی را آغاز میکند. پس از آزادی، پریو با همسرش و پسرش دوباره متحد میشوند و خانواده با کمک راتنکار به شکل خوشایندی پایان مییابد.