خط داستانی
در یک بندر خارجی در دریای مدیترانه، یک کشتی با سربازان در حال آمادهسازی برای حرکت است. فرنانا، اپراتور جرثقیل، کاپیتان را قانع میکند که کشتی را از بندر خارج نکند. در طول شب، آتشسوزی در کشتی رخ میدهد. فرنانا دستگیر و به زندان فرستاده میشود. آنیتا، خواهر دوازده ساله زن دستگیر شده، تصمیم میگیرد انتقام فرنانا را بگیرد. بر روی دیوارهای خانهها و در کنار کشتیهای در حال حرکت، کبوترانی که او کشیده است، ظاهر میشوند. آنیتا به یک شرکتکننده و نماد مبارزه برای صلح تبدیل میشود...