خط داستانی
ماکارسف، که به خاطر دزدی محکوم به حبس است، ناگهان به قتلی که زمانی مرتکب شده اعتراف میکند. این پرونده به بازپرس سوخاره واگذار میشود، که در طول تحقیقات متقاعد میشود که بسیاری از شرکتکنندگان ممکن در قتل، گذشته جنایی خود را کنار گذاشتهاند. با این حال، برخی از آنها مشارکت خود در قتل را انکار میکنند، که به نظر میرسد واقعاً اینگونه نبوده است. قربانی این جرم، که همه فکر میکردند کشته شده، زنده است. دادگاه باید درجه گناه افرادی را که مدتهاست از جرمی که مرتکب شدهاند پشیمان هستند، مشخص کند.