خط داستانی
در حاشیه شهر کوچکی دریایی، بنای کوچکی به نام دو-رِ-می وجود دارد. سه فاحشه با نام های سورا، شیدو و ری در اینجا کار می کنند و با صاحبش کنامه توکی در محیطی خانوادگی زندگی می کنند. اخیراً فووا، همراه کنامه، مرتب به آنجا می آید. فووا که توانایی برانگیختن خود را از دست داده، توسط پدر کنامه مینامی به این مکان دعوت می شود تا تحریکش کند. شریکش شیدو است که به فووا علاقه دارد اما چهره فووا بی حرکت است. دلیل این امر این است که شهردار شهر حرکت نوسازی را رهبری می کند و مکان کنامه در محدوده ای است که باید تخلیه شود. فووا مسئول اخراج است و بنابراین مضطرب است. شیدو از وضع او خبر دار می شود و سرنوشت آینده فروشگاه مشخص می شود. در این میان، کنامه به سورا پیشنهاد ازدواج می دهد و او نیز نسبت به او احساساتی به دست می آورد. هر دو طرف در آستانه تصمیم گیری هستند... چه وا می دارند؟