خط داستانی
آلبرت همیشه به عمهاش تینا نگاه میکرد: این زن زیبا از برابانت میتواند قلب هر مردی را به تپش بیندازد. از دید آلبرت، زندگی تینا بسیار هیجانانگیز به نظر میرسد. اما چرا او به همه و همه چیز خشمگین است؟ آلبرت نیمهای از عمرش را صرف میکند تا کشف کند که وجود عمه محبوبش بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که او هرگز فکر کرده بود.