خط داستانی
پرنسس ژالمیلا به دلیل اشک فراوانش لقب چشمسياهیِ نودلها داده میشود. جادوگر دلوسوس از این اشکها خوشحال است و قدرت او با جریان اشک انسان افزایش مییابد. روزی پرنسس به طور اسرارآمیزی از قصر خانهاش ناپدید میشود. پادشاه همسایه، برتراند، قول میدهد تا او را بیابد اما در جستجو میل ندارد و با شایعات ژرف روابطی روبهرو است و نهایتاً با پرنسس ملاقات میکند.