خط داستانی
فرانکلین و مایک در شهر سایرن گرفتارِ مردهزادان میشوند و باید گروهی از بازماندگان غیرمعمول را به ایمنی هدایت کنند. وقتی با هم با یک زن باردار، فروشندهٔ سلاحایِ کمهوش و مردی با اختلال ذهنی همکاری میکنند، باید تصمیم بگیرند که بدتر است: تکیه بر یکدیگر یا سقوط در دهمیِ گمشدهٔ زامبیها. در حالی که طغیان زامبیها شهر را فرا گرفته، آقای رابرتز، مدیرعامل شرکت دارویی، تیمی مزدور به نام سیگِ را فرستاده تا تنها پادزهر شناختهشده را برای سود مالی خود بازگردانند. این داستان طنزآلودیِ تحریفشده دربارهٔ بقا در زمان نابودی زامبی است که با دیدنِ این بازماندگان خواهید فهمید HERO وجود ندارد وقتی که زامبیها در حال خوردن صورتِ شما هستند.