شجاعتِ دلیرانه
Fort Valor
داستان درباره کونر، پسری ده ساله است که با طولانی شدن مأموریت پدرش دست و پنجه نرم میکند و گوشهگیر شده و تمام وقتش را صرف بازیای میکند که دنیا میسازد. عمویش شان او را سوار ماشین میکند تا دوباره ارتباط بگیرد و از همان بازی به عنوان پلی برای این کار استفاده میکند. با هم وارد مأموریتی در بازی میشوند و گروگانگیری را در یک ماجراجویی پرخطر و پرهیجان نجات میدهند. با وجود بازیگوشی، تنشهای بازی با احساسات کونر درباره غیبت پدرش همسو است و از طریق همکاری، کونر با فداکاری، شجاعت و اعتماد آشنا میشود. این داستان بین احساسات دنیای واقعی و تجربههای پر اکشن در دنیای مجازی تعادل ایجاد میکند و پیوند قلبی عمیقی بین عمویش و برادرزادهاش شکل میدهد.