خط داستانی
دندیک که به عنوان یتیم و کودکی بدون والدین بزرگ شده است، در طول زندگی خود با مشکلات مختلفی روبرو شده و هر یک را به تنهایی حل کرده است. یک روز، وقتی با عشق دوران کودکیاش، آسل، که سالها پیش او را گم کرده بود، مواجه میشود، زندگیاش تغییر میکند. دندیک مصمم است که عشقش را دنبال کند، اما در آن لحظه با یک دشمن غیرمنتظره روبرو میشود. در تلاش برای شکست این فرد بد، با دشواریها و موانع مختلفی مواجه میشود، اما هرگز حتی برای یک لحظه هم به ترک عشقش فکر نمیکند. تنها آرزوی دندیک این است که زندگی شادی بسازد و تنها کمککنندهاش در این مسیر، بهترین دوستش فیکو خواهد بود.