summers در جنگل سیاه
Ein Sommer im Schwarzwald
فیونا وکیل مستاجر از شهر بزرگ برای سپری کردن آخر هفته ای در جنگل سیاه با همسرش برنامه ریزی می کند. او در حالی که همسرش با شرکای کاری به گلف می رود مشغول برنامه سلامت است. در مسیر به سوی هتل درختی فرو افتاده جاده را می بندد و فیونا با لِیِسِ بی مزه مواجه می شود و در مزرعه ژوزف و ماریس پناه می یابد. تجربه ها در آنجا باعث می شود به زندگی اش بیندیشد و به ناگاه به چوب برش خامه گرایش پیدا کند.