خط داستانی
دمبا پنجاه و پنج ساله پس از سی سال خدمت در شورای شهر شهر کوچکش در شمال سنگال اکنون در آستانه بازنشستگی است در تابستان گرمی که سالگرد فوت همسرش نزدیک میشود او متوجه میشود که نمیتواند از آن رویداد رها شود با وخیمتر شدن سلامت روانش او ارتباط تازهای با پسری که روزگاری با او به دور بود مییابد