دو زن از شهر
Dos mujeres de la ciudad
والریا تصمیم گرفته است تحقیقی درباره زنان کم درآمد به عنوان پایان نامه دانشگاهی انجام دهد. کشیش شهر او را برای موضوع معرفی می کند زنی کوشا که گفته می شود در رویا دیدن آینده را می بیند. با فرو رفتن والریا در پژوهش خود بیشتر به واقعیت العنا می پیوندد و با وضعیت خود سازگار شده مواجه می شود در حالی که منتظر بازگشت مردی است که عاشقش است و وعده آمدن برای جست و جوی او را داشت اگرچه او از دور است