خط داستانی
ویل کسب و کار بهنام یک فروشگاه گرو گذاری موفق دارد مانند دستگاهی روان. در واقع او کنترل کامل زندگیاش را از دوران کودکی در دست دارد به جز زندگی عاشقانهاش. ونسا زیبا، متکبر و مردان را به عنوان اشیاء میبیند و با این حالت با مردی روبهرو میشود که در حقیقت عشق زندگیاش است. اما زمانی که او به او خیانت میکند، او باید به سرعت او را به این باور بدهد که او عشق زندگی است. ویل، که مرد خوب است، ابتدا به حرفهای او اعتماد میکند اما خیلی زود با خبری روبهرو میشود که ممکن است او دوباره دروغ بگوید. او با دوستان بیرحمش به دنبال شکار او میگردد.