خط داستانی
در کازابلانکا، علی، حمیده، مبارک و مسعود چهار جوان بیکار هستند که وقت خود را به رویاپردازی درباره زندگی بهتر در هلند میگذرانند. یک روز، حمیده با یک متخصص مهاجرت غیرقانونی به نام اوچن آشنا میشود. این چهار دوست موفق میشوند پول کافی جمعآوری کنند تا یکی از آنها، حمیده، به سفر برود. چند ماه بعد، او هنوز هیچ نشانهای از خود نشان نداده است. علی، مبارک و مسعود متوجه میشوند که او در هلند نیست بلکه در افغانستان است و تصمیم میگیرند به دنبال او در راه کابل بروند.