خط داستانی
یک خلبان جوان با دشواری پذیرش ناتوانی فرزند تازه به دنیا آمدهاش روبهرو میشود. مادرش او را به دیدن دکتر جنگیر توصیه میکند، اما کویم قبول نمیکند. به جای آن به دنبال معشوق سابق خود جاميله میرود. ذهن او کاملاً گیج است و توان تشخیص واقعیت از خیال را ندارد. استعارهای از آنگولا پس از استقلالش.