خط داستانی
زمانی که رماننویس عاشقانه، کیت اسمیت، ناگهان دچار بلوک نویسندگی میشود در حالی که در حال نوشتن آخرین قسمت از سری پرفروش بینالمللی خود به نام "بستر و صبحانه" است، او هر کاری خواهد کرد تا دوباره به حالت عادی برگردد. مانند اینکه به اتاق انتظار یک فروشگاه لاستیک برود زیرا کلماتش در آنجا به راحتی و با طعم قهوه رایگان، نرم، شیرین و داغ جاری میشوند. او موفق میشود تا زمانی که مکانیک جذاب و خشن، مایلز هادسون، متوجه این دختر عجیب و غریب با موهای قرمز میشود که از ورودی مخصوص کارکنان میآید و میرود، زیر رادار بماند. اما او خیلی جذاب است که بخواهد او را لو بدهد. آزمایش ایده جدید کتابش به نظر گزینهای بسیار بهتر میآید.