هیپنوتیست بزرگ
The Master Hypnotist
کاپیتان پیر بیامز دخترش را به یک سفر دریایی میبرد و به شدت از این کار پشیمان میشود. الس به شدت عاشق ناخدا کیک میشود و بیامز نمیتواند چنین رمانسی را تحمل کند! پس از اینکه کاپیتان در خشکی هیپنوتیزم میشود، به این فکر میافتد که شاید خودش هم تواناییهای هیپنوتیک دارد که میتواند برای جدایی کیک و دخترش استفاده کند. این طرح به اجرا در میآید، اما بیامز با پشیمانیهای بیشتری روبرو میشود! مشخص میشود که قدرتهای تازه کشف شدهاش حتی از آنچه خود تصور میکرد، قویتر است.