خط داستانی
یک داستان لطیف که در آن کریسمس به حفظ خانواده کمک میکند. دودو، پسری بسیار شیطانزده، در شب کریسمس برای بازپسگیری آشتی پدر و مادرش لوچیانا و روبرتو آرزویی سرشار از امید میسازد تا آنها از هم جدا نشوند. دودو به دنبال سانتا کلوزی در یک مغازه میگردد و اصرار دارد درخواستش اجرا شود. با این حال، پیرمرد خوب که در واقع یعقوبیجین (یونس) است و بهسادگی برای زنده گذاشتن زندگی به درآمد میپردازد، در ابتدا پسر را خیلی جدی نمیگیرد زیرا پیشینهای از شادمانی خانوادگی ندارد، به ویژه در شب کریسمس.