خط داستانی
دو شخصیت محوری از هم جدا می شوند. مویرا به پاریس می گریزد؛ استَن با دوست نویسنده همجنسگرا، تیموتی، به سوی شمال می رود. مویرا بازمیگردد و به همراه استن و تیموتی به سمت شمال می رود تا اوضاع را روشن کند. روبرتایا، دوست قدیمی استن نیز می رسد. بیست و چهار ساعت آینده تنوع تنش ها، انتظارات، طنز و ناخشنودی های چهار نفر را که در گذار دشوار به میانسالی هستند، روشن می کند. این چهار شخصیت به تورنتو بازمیگردند تا زندگی جداگانه خود را از سر بگیرند