خط داستانی
ریکو صاحب کافهٔ محبوبی به نام کاپه باراکو است که تنها مشتری همیشگیاش به جز زنی است که هیچ چیزی سفارش نمیدهد و به اینترنت آنان وابسته است. به دلیل این وضعیت، ریکو در پرداخت منزل خود دچار مشکل است و فقط دو هفته وقت دارد تا دویست و بیست هزار پزو جمعآوری کند تا بانک ملک را ضبط نکند. او به دنبال راههای مختلف برای جمعآوری پول میگردد، حتی به فکر فروش جسم خود میافتد. خوشبختانه یکی از باریکه دارانش جک تصادفی نقشهای را پیدا میکند که نوشیدنیشان را به واقع تبدیل به محبوبی در گروهی از مشتریان میکند.