خط داستانی
تمرکز فیلم بر آسونا دختری جوان است که روزهای تنهايش به شنیدن موسیقی اسرار آمیز از رادیوی بلورین که از پدر درگذارش به خاطر یادگار دریافت کرده می پردازد روزی که به خانه بر می گردد توسط هیولای ترسناکی مورد حمله قرار می گیرد و پسری مرموز به نام شون او را نجات می دهد اما شون ناپدید می شود و آسونا سفری ماجراجویانه به سرزمین آگارتا با معلمش آقای موریاکی را آغاز می کند تا شون را دوباره ملاقات کند در این سفر او به خِرد و زیبایی جهان و نیز از دست دادن پی می برد