خط داستانی
هولی داستانی عاشقانه است که در آن کیران در یک شرکت نرمافزاری کار میکند و سندیا، دختری تحصیلکرده از روستا، در همان شرکت به عنوان مهندس نرمافزار مشغول است. کیران به سندیا عاشق میشود. در روز Holi او به سندیا پیشنهاد ازدواج میدهد، اما او میگوید به عشق اعتقادی ندارد و اگر او علاقهمند است والدینش با والدین سندیا صحبت کنند تا ازدواج را تنظیم کنند. اما کیران میخواهد پیش از ازدواج با او موقتاً تاریخ ملاقاتشان را بگذارد. سندیا به مفهوم عشق پس از ازدواج معتقد است. کیران از رد او عصبانی میشود و روزی به ارزش عشق پی میبرد. پدر و مادر هر دو با این ازدواج با یک فرد غیرعربنژادی (NRI) موافقت میکنند و باقی داستان درباره پایان خوش است.