خط داستانی
سومالی. یک زن پلیس در ماشین پارک شده نشسته است. پس از مدتی پیاده میشود کلاه رسمیاش را بر سر میگذارد و وارد زندان میشود. آنجا ساعات تصمیمگیری برای فرار جوان فراه آغاز میشود. ماشیندادگاهی سازمانی در اطراف او شکل میگیرد. فراه توسط پزشکی معاینه میشود، توسط مأمور اجرای احکام دستور داده میشود و توسط یک امام ملاقات میکند. فراه منتظر دیدن والدینش است. «حالِ شما چطور است؟» این پرسش روزِ آن روز برای هر کس به کار میرود. هر بار پاسخش «خوب» است. فقط زمانی که پلیسزن فراه را از شهر بیرون میبرد، واقعیت ناگفته به حقیقتی دردناک بدل میشود.