خط داستانی
چهار کلاهبردار که از کودکی با هم بهترین دوست بودهاند، با یک معضل بزرگ روبهرو هستند: بر دو سوی قانون نشستهاند. مارتین یک پلیس است و نیکولای، رالف و تیمو میان داراییهای شخصی و داراییهای دیگران تفاوتی نمیگذارند. وقتی همگی خود را در تنگنایی مییابند، ناچار میشوند به ترفندهای سابق خود علیه دشمنی مشترک به نام آقای نیمیایر بازگردند. مارتین نه تنها در کارش موفق است و نه در ازدواج، و احساس میکند زندگی بهتری شایستهٔ اوست. اکنون او فرصتی میبیند تا با بازی با دوستان قدیمیاش در مأمنی که آنقدر دیوانه است که حتی دو برادر بیخرد هم میتوانند کار خوبی انجام دهند، حرفهٔ خود را نجات دهد.