خط داستانی
ایزمی در اوایل سی سالگی است. او انسانیتی فرهیخته، لطیف، حساس و به طور ویژه، دارای نقص احساسی است. او ساز و کار ساده ای برای دفاع از احساسات خود ساخته است: هیچ کس نباید نزدیک شود. دقیقا وقتی این سیستم فرو می پاشد، هارِس ساده، بی تربیت، پرخاشگر و باطنی بسیار پرشور در زندگی او ظاهر می شود.