خط داستانی
لوکاس مالر قصاب است. بیشتر به ناچار تا با اشتیاق: بهعنوان «کاراجان با چاقو»، حرفهاش همیشه پزشکی قانونی بود. وقتی به طور تصادفی همه شواهد علیه «قاتل بیستوچهار ساعته» را از بین میبرد، کارش در پزشکی قانونی تمام میشود. و نه چندان دور از آن ازدواجش با عشق بزرگش دیانا که دیگر چیزی به او نمیداد بهعنوان مردی شکسته. اما لوکاس زمانی دوباره فرصت مییابد که قاتل سریالی دوباره شهر را به ترس میاندازد و جنایات همانند قاتل بیستوچهار ساعته است. دیانا — که اکنون رئیس مؤسسه پزشکی قانونی است — میداند تنها بهترین راه حل میتواند این پرونده را حل کند. اما او در دسترس نیست. بنابراین، دومین نفر-بهترین را میدهد: او تعبیه بهترین قصاب شهر است...