خط داستانی
قبیله وینتوا در وضعیت بحرانی قرار دارد. تهدید قحطی وجود دارد زیرا گلههای بوفالو که از اهمیت بالایی برخوردارند، اکنون در حال نابودی هستند. به عنوان پسر رئیس، وینتوا جوان میخواهد به پدرش اینچوچونا ثابت کند که چقدر شجاع است و چقدر جنگجوی بزرگی میتواند باشد، زیرا او فکر میکند پسرش هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارد. برای نجات قبیلهاش، او به یک ماجراجویی خطرناک میرود.