مخبیر
Mukhbiir
پس از گم شدن در کودکی و زندگی با خویشاوندان ناسازگار، کارِلَش بر روی خیابانها میافتد، توسط پلیس گرفته میشود و در سلولی نگهداری میشود. در آنجا از او خواسته میشود برای راوندی راضی شود یا برای راهو کار کند. او تصمیم میگیرد با راهو همکاری کامل کند و در گروهی از ناچلسهای آندرا پرادش نفوذ کند و به قتل رهبرش یعنی ماهندرا تاپا منجر میشود