کرمهای شبتاب
جَهانو در روستایی دورافتاده در کنار رودخانه براهماپوترا در آسام، شمال شرقی هند زندگی میکند. روستاییان او را به خاطر زنانگیای که با افتخار بر تن میپوشد مسخره میکنند. جانو رویای انجام عمل و زن شدن را در سر میپروراند. خواهر جانو، جومو، که برای محافظت از آبروی والدینش در روستا تصمیم گرفته هرگز به عنوان یک زن همجنسگرا آشکارسازی نکند، نگران است که مبادا جانو نیز مجبور شود مانند او زندگی دردناکی را سپری کند، اگرچه هر دو خواهر و برادر هرگز در مورد مشکلاتشان با صدای بلند صحبت نکردهاند. برادر بزرگتر جانو و جومو، بابا، از خواهر و برادران غیرمطابق با جنسیت خود که به گمانش خانوادهشان را در روستا بیآبرو کردهاند، بسیار ناراضی است. زندگی جانو زمانی تغییر شدیدی میکند که رابطه عاشقانه او با پلاش توجه روستاییان را جلب میکند. با خودداری پلاش از پذیرش این رابطه، جانو باید تصمیم بگیرد که آیا به زندگی پنهانکاری خود ادامه دهد یا اجازه دهد خودش با حقیقت وجودش به پیش برود.