مومیای نقره ای
The Silver Mummy
جودی که کابوس های تکراری از بیهوشی با کلروفرم، چسباندن به لوله و نهایتاً کشته شدن دارد، به تنهایی در آپارتمانش می ماند و از ایژود بیوفس بوگ و دوست دختر فعلی اش می خواهد در خانه آنها بماند تا وقتی که همسر سابقش را ببیند، اما دوست دختر حسود نقشه هایی دارد تا رویاهای جودی را به واقعیت بدل کند.