بزرگترین ما
Our Largest
یک پدر و پسر جوان در حین مأموریتی ناشیانه برای جمعآوری، درباره هیچ و همه چیز گفتگو میکنند. آنها یک عضو بدن را حمل میکنند. مسابقه میدهند. یک قوس را حمل میکنند. مسابقه میدهند. یک مراسم آغاز میشود.