خط داستانی
زنی بیدستپا در برابر شیء سیاه، با قدرتی فراتر از خود، با آن روبهرو میشود. شیء سیاه پرسشهایش را به او میزند. زن به این پرسشها پاسخ دارد، اما نمیتواند آنها را با صدا بگوید. او احساس میکند دیوار به رویش فشار میآید و به جای گفتن آغاز به بیرون ریختن گلهای زیبا و رنگارنگ میکند.