خط داستانی
کریستل و هنسی ساندرگبرور از تعطیلات خود در استرالیا باز می گردند. کارهای زیادی در انتظارشان است زیرا بیست و پنجمین سالگرد پارک حیات وحش نزدیک است. دشمن قدیمی هنسی، ویکتوریا پترر که شبانه ورشکسته شده است در پی بیانات خشمگین به دلیل گمانه ای در مورد مرگ ناواضح پدر محبوب ویکتوریا است. هنسی از این سوء ظن نسبت به پدرش عصبانی است، اما به نظر می رسد مدارکی وجود دارد که از آن حمایت می کند.