خط داستانی
در آخر هفته شکرگزاری، همه به جز پنج دانشجو در یک ساختمان قدیمی در منهتن که اکنون خوابگاه دانشگاه است، به خانه میروند: در یک طبقه، هماتاقیها لورن، ملینا و آلیسون به همراه دوستپسرش دیگو و گرنت، یک دانشجوی تنها در اتاقی در انتهای راهرو، میمانند. لورن در حمامش چیزهایی میبیند: یک کودک ساکت حدوداً شش ساله. دیگو مقالهای درباره پاراپسیکولوژی نوشته است، بنابراین او یک جلسه احضار روح با هماتاقیهای بیباور برگزار میکند. اوضاع به هم میریزد، زیرا اتفاقات بدی شروع به رخ دادن میکند و تنها مدافع دانشجویان، یک پلیس پیر دانشگاه به نام سید است. راز دختر روحی ساکت چیست و آیا آلیسون میتواند قبل از اینکه خیلی دیر شود، بفهمد چه اتفاقی در حال وقوع است؟