سیندرلا reluctant
A Reluctant Cinderella
گریس واکر، یک دختر جوان، در یک مهمانی شام شرکت میکند و کفشهای تنگی به پا دارد. او به طور تصادفی یکی از کفشها را برای راحتی پاهایش در میآورد، اما مهمانان به طور تصادفی آن را دور میزنند. گریز با پای جورابی اتاق را ترک میکند و امیدوار است صاحب کفش را پیدا کند. دیک اوانز، یک جوان، کفش را پیدا میکند و سعی میکند صاحب آن را پیدا کند. او در نهایت گریز را پشت گیاهان گلدانی پیدا میکند که یک پا او قابل مشاهده است. گریز ادعا میکند که از کفش خبر ندارد و دیک یک نقشه هوشمندانه طراحی میکند: او یک موش را در تلهای در خانه گرفتار میکند و باعث میشود خانمها روی صندلیها بالا بروند. گریز مالکیت کفش را قبول میکند و به او اجازه میدهد تا در رقص شرکت کند.