توت هوز – نمیشود، وجود ندارد
Tote Hose – Kann nicht, gibt’s nicht
توماس با مشکلی روبهروست: مرد تنها یک فراری قرضگرفته را به دیوار کوبیده و حالا برای پرداخت خسارت نیاز به مقدار زیادی پول دارد. وقتی به طور تصادفی مقابل کنورتیو عکاسی دوستداشتنی به نام لیزا مینشیند و به بیمارستان با جراحات سطحی میافتد، برادرش آندی ایدهای دارد که روز را نجات میدهد: دعوی جبران درد و رنج! تنها مسئله نامساعد این است که آندی گواهی ناتوانی جنسی را جعل میکند.