هفت ورقة بازی
7 Playing Cards
احمد از عمویش خانهای وویلا به ارث میبرد و با دو دوستش زندگی میکند. وقتی در هتلی کار میکند با نوش آشنا میشود و عاشق او میشود. برای مدیرش مهمانیها برگزار میکند تا اینکه Dina میگوید کلید جواهی نگهداشتهشده در ویلا، در صندوقی در آنجا قرار دارد.