هیچکس نمیخندد
Nobody Will Laugh
استادیار جوان تاریخ هنر از طرف مقامات کمونیست وادار میشود که نقد مثبتی برای یک پژوهشگر آماتور بنویسد. او با پیرمرد و همچنین با دختری جوان کارگر بازی میکند تا اینکه متوجه میشود همه چیز را از دست داده است.