وحشی
A Savage
نسخهٔ جدیدی از نمایشنامه با همین نام نویسندهٔ استروفسکی پس از سفر طولانی به خارج از کشور صاحب مزرعه شده پیر میکوشد تا به عمارت خود بازگردد به زودی به همسرش ماریا پیوتروا که به او عشق ندارد اطلاع میدهد که دوباره میخواهد به پاریس برود تا از زندگی سطحی شهر دور باشد در خامهٔ ناامیدی ماریا نقشهای حیلهگرانه میکشد او آلنساندار با وریا چون زیبایی جوانی از عمارت همسایه را به او معرفی میکند تا او را برای مدتی بیشتر نگه دارد اما بازی تقلیدی شکل جدی به خود میگیرد وقتی آشکار میشود که آلنساندار به وریا علاقهمند شده است اکنون به فکر این است که چگونه این شور را به رمانس حقیقی با این جذاب جوان تبدیل کند