خط داستانی
فیلم با توصیف نمی پردازد بلکه به چشم می نگرد به روایتی دور از جهان مارتین نوجوان هفده ساله که احساس می کند جایی برای او نیست نه در خانه و مدرسه و نه با دوستان یا اعضای گروه راک خود. برای یافتن شادی به شهر سواحل مارتای پلاتا می رود که برادر بزرگ ترش در آن زندگی می کند. غیرجذاب اما به طرز مسحورکننده ای جذاب و صادقانه، آکونا دنیای گیج و ناخوشایندی را نقاشی می کند که ما را وادار می سازد بارها و بارها به دیدار آن بازگردیم.