خط داستانی
در بهار، سانگ-مند به روستایی با چشمه های آب گرم می آید و با اوان-جا که به مشتریان با گایاگوم می پردازد آشنا می شود و در نهایت با هم میخوابند در زمستان بعدی به روستا بازمی گردد و با زنی به نام اوکی-ب که مانند دخترخوانده صاحب خانه با او زندگی می کند آشنا می شود وقتی دوباره به روستا می رسد مادر اوکی-ب درگذشته است ناگهان در انبار آتش سوزی رخ می دهد و اوکی-ب را نجات می دهد اما سانگ-مند روستا را ترک می کند