سابارودین، کفاش
Sabarudin Tukang Kasut
داستان حول یک کفاش فقیر اما صادق به نام سابارودین میچرخد که تحت تأثیر دوستی قرار میگیرد که میگوید صداقت سودی ندارد. او بعداً خود را به عنوان یک تاجر جواهر معرفی میکند و اعتماد و پول بازرگانان شهر را جلب میکند. به زودی بازرگانان احساس فریب میکنند و گزارشی به سلطان میدهند. سابارودین به دادگاه سلطان احضار میشود و از او خواسته میشود تا ارزش سنگ قیمتی متعلق به سلطان را توضیح دهد.